غماتو بزار از کنارم برو

غماتو بزار از کنارم برو

سراسر غروب و غم و غربتم

تلاش تو بی فایدست قبل تو زمونه ب زانو در اوردتم

تو محتاج یک لحظه ارامشی

دیگه خستگی هاتو حاشا نکن

میخوام عمر این لحظه ها کم نشه برو این غروبو تماشا نکن

نمیزارم از بودنم خسته شی

بیا این تو این جاده پاشو برو

اگه ریشه هام   پیر و کهنه ست ولی نمیزارم از هم بپاشه تورو

نزار این زمونه شکستت بده

نمیخوام تسلیم تقدیر شی

من و مرگ من سرنوشت منه

نمیخوام که پای دلم پیر شی

ی جور از کنارم برو تا بگن

بگن یارت از سنگه و دل نداشت

تشکر نکن بابت رفتنت

برو این فداکارا ی قابل نداشت

/ 1 نظر / 13 بازدید