چراغو خاموش کن

چراغا رو خاموش کن هوا هوای درده
دوست ندارم ببینی چشمی که گریه کرده
چراغا رو خاموش کن سرگرم گریه باشم
می خوام به روم نیارم باید ازت جدا شم
فکر نبودن تو دنیامو می سوزونه
چراغا رو خاموش کن چشم و چراغ خونه
یه خورده آرومم کن نشون نده که سردی
حالا وقت دروغه بگو که بر می گردی
از شرم اشکای من رفتی چرا یه گوشه
ازم خجالت نکش چراغا که خاموشه
اگه دلت هنوزم باهام یه کم رفیقه
یه خورده دیرتر برو فقط یه چند دقیقه

/ 1 نظر / 10 بازدید
شکروی

چه خوابایی برات دیدم چه فکرایی برات داشتم کسی رو حتی ی لحظه به جای تو .....