وقت رفتن...

کاش لحظه های رفتن

نمی بارید اشک چشمام

هق هق دلتنگی یامو

می شکستم توی رگهام

دل پر تحملم از

گریه ی من گله داره

چهره ی سرخ غرورم

از شکستم شرمساره

باغ پیوند من و تو

پره از عطر اقاقی

فصل آشنایی ما

سبز خواهد ماند باقی

همه ی آنچه که دارم

پیشکش سادگی تو

سوگلی ترانه هایم

هدیه ی یه رنگی تو

فکر من مباش مسافر

به سپیده ها بیندش

چشم فردا ها به راهه

راه سختی مانده در پیش

ای تولد دوباره

فصل آغاز من و توست

ای رها از رخوت تن

وقت پر کشیدن توست

/ 0 نظر / 10 بازدید